Al di là della visione 2022فیلم کوتاه «با پل حرف بزن» (Talk To The Bridge) در هفتمین حضور بینالمللی خود منتخب فستیوال بینالمللی فیلم معماری و دیزاین Al di là della visione 2022 شهر «آفراگولا»ی ایتالیا شد. این فستیوال که با مشارکت مدیرکل سینمایی و سمعیبصریِ وزارت میراث فرهنگی ایتالیا برگزار میشود.Beyond The Vision (فراتر از چشمانداز) جشنوارهٔ فیلمی است که به رابطهٔ بین معماری، دیزاین و آثار سمعیبصری میپردازد. رابطهٔ سینما و معماری که اغلب میتواند به ایجاد سبکی ویژه منتهی شود از اهداف این فستیوال است. همچنین اهمیت فضای فیزیکی [بهویژه معماری] که بهطور مستقیم یا غیر مستقیم که میتواند روانشناسیِ انسان را از طریق ترکیب دو هنر سینما و معماری بازگو کند از چشماندازههای این فستیوال است. فستیوال فیلم آفراگولا (A.F.F.) با هدف ارزیابی آندسته از روایتهایی که بر معماری شهری و حومهای تمرکز دارند شکل پذیرفته است.فیلم کوتاه «با پل حرف بزن» که یکی از الِمانهای آن معماریِ پل قدیم دزفول است، به کارگردانی میثم خالدیان و با بازی سعید کولیوند ساخته شده است.منابع:وبسایت:https://afragolafilmfestival.it/فیسبوک:https://www.facebook.com/afragolafilmfestivalفیلم کوتاه «با پل حرف بزن»OFFICIAL SELECTION - Afragola Inteational Film Festival of Architecture and Design - Al di là della visione – 2022Afragola Inteational Film Festival of Architecture and Design - Al di là della visione - 2022 has updated the Judging Status of my submission Talk To The Bridge to Selected.Beyond The Vision is a film festival that looks at the relationship between architecture, design and audiovisual works.
برچسب:
نویسنده: ساناز رستمی
Liberec Inteational FICTS Festival 2022فیلم کوتاه «با پل حرف بزن» منتخب جشنوارهٔ فیلمهای ورزشی لیبریک جمهوری چک شد. شهر لیبریک برای بیستوپنجمین بار میزبان فستیوالی است که به اسکار فیلمهای ورزشی مشهور است. SPORTFILM LIBEREC INTERNATIONAL FICTS FESTIVAL 2022 با مشارکت کمیتهٔ المپیک چک، آکادمی المپیک چک، اتحادیهٔ ورزش چک، اتحادیهٔ فیلم و تلویزیون چک (FITES) و فدراسیون بینالمللی سینما-تلویزیون ورزشی میلانِ ایتالیا برگزار میشود. فیلم کوتاه «با پل حرف بزن» ساختهٔ میثم خالدیان و با حضور سعید کولیوند در بخش مستندهای ورزشی این فستیوال انتخاب شده است.+ منبع: ایسنا
برچسب:
نویسنده: ساناز رستمی
نویسندهٔ تاریخ بیهقی نوشته است: «و همگان رفتند و جایی گِرد خواهند آمد که رازها آشکارا شود.» این جهانِ درهمآمیخته انباشته از کتمان و رازهای پنهان است. گویی که هر چندوقت یکبار نوبت به مصرع «ما را به آب دیده شبوروز ماجراست» میرسد. بعد تمام کلمات سیاه از روی کاغذهای سفید برمیخیزند و دور سر آدم میچرخند. دهانهای بسته سراسر چشماند. سکوت به صدا نگاه میکند، بی شرمساری. صدای نمناکِ فروغ از لابهلا و سُلبهفای پیانو به گوش میرسد: «چگونه میشود به مرد گفت که او زنده نیست، او هیچوقت زنده نبوده است؟» سپس به زن چه میتوان گفت؟ به زن که زنده بود و زیباییِ غمگینش را در کیف کوچکش میان مداد و رُژ جا گذاشته بود.ما از چهارراهِ قبلی از سنگفرش ویژهٔ نابینایان، پیادهرو را گز میکنیم تا میدان بعدی. سینما تعطیل است. تئاتر تعطیل است. تو روی استیج ایستادهای و گریه میکنی. چیزی نمیگذرد که دو بالِ سفید درمیآوری و میخندی. باز چیزی نمیگذرد که از زمین فاصله میگیری و مینشینی روی ماهِ آسمان را میبوسی. حالا ما گریه میکنیم که هر روزْ هنگامهٔ تازهای است. آیا نوبت به خندیدن ما میرسد؟ باز فروغ است که لحن دختربچگیاش را به یاد میآورد: «آیا دوباره روی لیوانها خواهم رقصید؟ به مادرم گفتم: دیگر تمام شد. گفتم همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق میافتد. باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم.» تو روی استیج نیستی وگرنه شاخهگلی، برگ چناری، چیزی... شهریور تمام شد. پاییز سررسید را زرد کرد. فصلِ فقدان است. همه غمگیناند، حتی آنها که انکار میکنند. آنها که نمیدانند غمگیناند.همهچیز رو به آبادی میرود و تنها یک ویرانی نهایی در انتظار زمین است. ما باز همدیگر را خواهیم دید. دستهدسته؛ اما تو میدانی که ما ج
برچسب:
نویسنده: ساناز رستمی